تبلیغات
فقط برای تو - یه سفر مجردی
فقط برای تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

امروز صبح از خواب با صدای تلفن بیدار شدم ندا بود خواهرم و گفت حمید با من تماس گرفته که برای تو هم بلیط بگیرم گیج بودم و گفتم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟گفت خودش گفته که برای سحر هم بگیرین و سارا رو هم خودم نگه میدارم خواب از سرم پرید گفتم نه بابا شوخی میکنی؟آآخه الان نمیشه شرایط خوبی نداره گفت به تو چه اون گفته و من گرفتم فقط خواستم در جریان باشی و قطع کرد .ظهر حمید برای ناهار و اومد و من تا بعد از ناهار هیچی نگفتم دوباره ندا تماس گرفت و گفت  1 مهر ساعت پرواز 7 صبح هتل شایگان و برگشت هم ساعت 3 بعد از ظهر 3 مهر هست به حمید گفتم عزیزم من نمیخوام برم الان شرایط خوبی نداری گفت نه برو گفتم دلم نمیاد من نمیرم بعد باهم میریم من برم کی اذیتت کنه ؟خندید و گفت نه تو برو  همه هستن تو هم باهاشون باش .خلاصه قرار شدکه باهاشون برم البته بدون بچه ها که این قسمتش بهترین قسمتشه یه سفر با مامان و خواهرام و خالم به کیش بدون هییییییییییییچ بچه ای

و باز هم این منم که شرمنده خوبی و مهربونی و گذشتت میشم عشششششششششششقم خیلی ماهی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 شهریور 1392 :: نویسنده : سحر ****
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سحر ****
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد آهنگ جدید