تبلیغات
فقط برای تو
فقط برای تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM


        دنیا فهمید خیلی حقیر است وقتی گفتم : یک تار موی تو را با آن عوض نخواهم کرد







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 مرداد 1392 :: نویسنده : سحر ****

من باشم و تو …

کنار دریا …

صدای موج ها …

گرمی آغوشت …

زند گی یعنی همین …

آرامش … عشق … امنیت …





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : سحر ****
یه روز برفیه  خیلی خوب .خیلیییییییییییی خوب چون تو بودی و تو هستی عاشششششششقتم حمیدم

11131317305769613065.jpg




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 دی 1392 :: نویسنده : سحر ****

 

امشب باز خواب ازچشمانم ربوده است یادتو
من ماندم و هجوم خاطرات گذشته
من  ماندم و مرورهزارباره رویاهای آینده 
ومن به تومی اندیشم 
تویی که تمام خاطرات گذشته و تمام رویاهای آینده منی
تویی که همه کس و همه چیزم شده ای





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 دی 1392 :: نویسنده : سحر ****

دلتنگت که می شوم ‎
به عکست پناه می آورم ‎
خط به خط چهره ات را نوازش میکنم‎
صدای دلنوازت درگوشم می پیچد‎
می گویی دوستت دارم ‎
به صورتت لبخند می زنم ‎
وبساعت روی دیوار ملتمسانه نگاه می کنم ‎
کاش زودترحرکت کنند این عقربه ها ‎
آنها نمیدانند من دلتنگ یارم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 دی 1392 :: نویسنده : سحر ****
تو می‌دانی
شب‌ها از خواب پریدن و دنبال تو گشتن یعنی چی؟
نه، نمی‌دانی
بی قراری روز را هم نمی‌دانی
من اما این بلا را دوست دارم
که آوار خیالت بر سرم باشد
دوست دارم
خودم را در این خرابی
آواره‌ات ببینم
نبودنت را ولی دوست ندارم
این دیگر خارج از توان من است
رنج‌های دنیا را
به یک لبخندت می‌خرم
این تسخیر فناناپذیر را دوست دارم
همین که بدانم می‌آیی
لبا‌س‌هام را عوض می‌کنم
به خودم عطر می‌زنم
آماده و منتظر
جلو در می‌ایستم
و به انتهای خیابان نگاه می‌کنم
انتظارت را دوست دارم
گفتم که!
ته خیابان را دوست دارم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 آبان 1392 :: نویسنده : سحر ****

نمیفهمـم  چرا هیچ کـس نمی نویسد از "مردها"


  از چشم ها و شانه ها و دست هایشان ...


  از آغوششان ـ...از عطرِ تنشان...


از صدایشان...از دلگرمی هایشان..... 


پر رو می شوند؟؟؟خب بشوند... 


مگر خود ما با هر دوستت دارم گفتن هایشان تا به آسِمان نرفته ایم؟...


مگر ما با اتکاء همین دست ها همین نگاه ها و همین آغوش ها


  در بزنگاه های زندگی سَر پا نمانده ایمــ؟


  من  بلد نیستم  در سایه دوستت داشته باشم.


  من  میخواهم خواستنم گوشِ فلک را کر کند


  من میخواهم همه بدانند که...


"مَردِ من" بی همتاست...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : سحر ****

یکنفر در همین نزدیکی ها


چیزی


به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ...


خیالت راحت باشد


آرام چشمهایت را ببند


یکنفر برای همه
 نگرانی هایت بیدار است

یکنفر که از همه زیبایی های دنیا

تنها تو را باور دارد ....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : سحر ****

شاید دیگران در نبودنت “سرم” را گرم کنند…

ولی “دلم” را هرگز . .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : سحر ****

جغرافیای کوچک من بازوان توست …

ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من….





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : سحر ****
نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!

نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند!

آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی!

... از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!

باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !

قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد میکند!

و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم ، و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 مهر 1392 :: نویسنده : سحر ****
سلام گلم امروز خیلیییییییییی خسته شدی ندا خونه جدید گرفته و تو برای کمک تو نقاشیه خونشون از صبح رفتی اونجا و منم با مونا رفتیم خونه ندا کمکش و وسایلش رو جمع کردیم  و تا عصرساعت 6 باهات تماس گرفتم که بریم عید نو خونه مادر شوهر خواهرت و گفتی حاضر بشم و میای دنبالم نازنینم خیلی خسته بودیم ولی وقتی دیدمت مثل همیشه مهربون و خوش اخلاق بودی و منم با دیدنت مثل همیشه خستگیم در رفت .اومدیم خونه و حاضر شدیم و رفتیم اونجا تو راه از نگرانیهام باهات حرف زدم و مثل همیشه یا حرفات دلگرم و امیدوارم کردی بهت گفتم من تا تو رو دارم هیچ غمی ندارم و ناامید نمیشم و گفتی امیدت به خدا باشه گفتم هست نفسم خدا نباشه که ما هم هیچی نیستیم ولی کارای تو و حرفای تو حسااااااااااابی خیالم رو راحت میکنه و مثل همیشه آروم آروم شدم .( من با تو آرومم )
شب هم شام خونه مامانم بودیم و چون کار نقاشی تموم نشده من و خواهرام  و مامان و خاله اومدیم خونه ما و شما مردا خونه مامان خوابیدین که صبح از همون جا برین بقیه کارتون رو انجام بدین ممنون گلم به خاطر محبتی که میکنی و هیچ وقت هم هیچ چشم داشت و توقعی از هیچ کس نداری   ما هم صبح میریم خونه ندا تا بقیه وسایل رو جمع کنیم .

مثل همیشه اول و آخرش اینه :

                                                    

                                       میگمااااااااااااااااا عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 مهر 1392 :: نویسنده : سحر ****
آهنگ با تو آرومم رو یه مدت هر روز وقتی سوار ماشین میشدیم اول اونو میگذاشتم و خودم باهاش برات میخوندم حالا امشب خیلی اتفاقی کد آهنگش رو پیدا کردم و برات تو وبت گذاشتم عشششششششقم تقدیم به تو با هزااااااااااااار تا بووووووووووووووس



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 مهر 1392 :: نویسنده : سحر ****

داﺍﺷﺘﻦ ﺍﺕ ...

ﻣﺜﻞ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺷﻤﺎل

ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ...

ﻣﺜﻞ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﺪ ﻭ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ...


ﻣﺜﻞ ﺁﻫﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﺮﯾﺴدیﺑﺮﮒ ...

ﻣﺜﻞ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒ ﻫﺎﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ،

ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﺑﻐﻠﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﺟﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺗﻨﻬﺎﺕ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ...

ﻭ ﻣﺜﻞ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﺑﻮﺩﯼ ...

ﺁﯼ ﻣﯽ ﭼﺴﺒﺪ،

ﺁﯼ ﻣﯽ ﭼﺴﺒﺪ !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 مهر 1392 :: نویسنده : سحر ****

کنارم که هستی

زمان هم مثل من دستپاچه میشود

عقربه ها دوتا یکی میپرند

اما همین که میروی…

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را میگیرند ثانیه های

بی تو...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 مهر 1392 :: نویسنده : سحر ****

امروز خیلی بی حالم  دلم تنگه عشقم صبح رفتی شمال و من خونه هستم نمیدونم کی میای فردا یا پس فردا ظهر باهات تماس گرفتم ساعتی که همیشه تماس میگیرم برای اینکه بپرسم نهار میای یا نه یه بهونه برای شنیدن صدات .زنگ زدم و گفتی هوا خیلی خوبه و هنوز نهار نخورده بودی و کلی با امیر حسین سر و صدا کردین و شوخی کردین ایشالله که بهت خوش بگذره عشقم میدونم برای کار رفتین ولی واقعا برات لازم بود یه آب و هوایی هم عوض میکنی عزیزم .آخر صحبتات هم گفتی که با احسان صحبت کردین که اگر تونست فردا بعد از کلاس من و مونا ما هم بیایم پیش شما نمیدونم میایم یا نه هنوز که خبری نیست

و در آخر اینکه دوستت دارم نفسسسسسسسسسسسس و بیقرار برای دیدنت .

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 مهر 1392 :: نویسنده : سحر ****


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سحر ****
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد آهنگ جدید